دولت‌ها اولین بازنده تورم

1

یک استاد اقتصاد دانشگاه در خصوص رابطه تورم با کسری بودجه گفت: این شیوه تکلیف کردن بانک ها به ارائه تسهیلات، باعث می‌شود مردم در صف برای گرفتن وام بایستند که این شیوه ارائه تسهیلات منشاء رشد تورم در کشور است.

 تورم، کسری بودجه و خلق پول توسط سیستم بانکی یک مثلث شوم را در اقتصاد ایران به وجود آورده اند که می توان بخش عمده ای از مشکلات کشور در حوزه اقتصاد را می توان از طریق برطرف کردن رابطه اضلاع این مثلث، حل کرد.

کامران ندری، استاد اقتصاد دانشگاه در همین زمینه معتقد است: بخش عمده ای از این خلق پول توسط سیستم بانکی به مداخلات دولت بر می‌گردد. این مداخلات در سال های گذشته در نرخ های سود، تسهیلات و وام های تکلیفی که به شبکه بانکی تحمیل می‌شود، بوده است. این‌ موضوعات به همراه رفتارهای اشتباه سیستم بانکی همه منجر به خلق پول توسط شبکه بانکی شده است.

در ادامه گفت و گوی فارس با کامران ندری را می خوانید:

 به عنوان اولین سوال بفرمایید تورم و کسری بودجه چه ارتباطی با یکدیگر دارند و آیا رابطه تورم و کسری بودجه دوسویه است و یا فقط کسری بودجه بر تورم اثر دارد؟

ندری: بحث کسری بودجه به درآمدهای دولت و کاهش شدید این درآمد در چند سال گذشته بر می‌گردد و متعاقب آن به خاطر افزایش هزینه ‌ها به دلیل تورم می ‌بینیم هزینه های دولت هم خیلی رشد پیدا کرده است. یکی از مشکلات تورم این است که هزینه های دولت را هم بالا می ‌برد و طبیعتا با این تورم بالا نمی‌ توانید کسری بودجه را تعدیل نکنید. وقتی تورم در کشور بالا می رود، یک عده زیر خط فقر قرار می‌ گیرند و دولت وعده داده است، به این افراد و خانواده ها کمک کند. کمک کردن به این افراد برای دولت هزینه های زیادی را به همراه دارد.

در شرایط تورمی، بیشترین آسیب را خود دولت می بیند. در این وضعیت قیمت کالاهایی که دولت خریداری می ‌کند نیز افزایش پیدا کرده است. این‌ها باعث می‌شود هزینه دولت از چند وجه به شدت بالا برود و درآمد دولت هم به خاطر سیاست های حمایتی که داشته مثلا می ‌خواسته از تولید کننده‌ها حمایت کند و مالیات آن‌ها را افزایش نداده است، کاهش می یابد. از این اتفاقات در اقتصاد ما زیاد افتاده و هم اکنون شکاف خیلی جدی بین درآمدها و هزینه های دولت وجود دارد.

* دیپلماسی اقتصادی و اوراق بدهی را جدی بگیریم

 در چنین شرایطی اقدامی که دولت باید به صورت فوری انجام دهد تا بتواند بحران کسری بودجه و تورم را حل کند، چیست؟

ندری: واقعیت این است که در کوتاه مدت تنها و سریع ترین عاملی که می ‌تواند به دولت کمک کند تا کسری بودجه را جبران کند، احیای درآمدهای نفتی است. این مساله یا با برجام یا بدون آن باید اتفاق بیافتد. البته رئیس جمهور منتخب در وعده های انتخاباتی خود گفته است که بدون برجام هم می ‌توان روابط با دنیا را به گونه ای جلو برد که درآمدهای نفتی احیا شود. آقای جلیلی هم معتقد بود که ما نباید معطل سه یا چهار کشور ‌شویم و می ‌توانیم با ارتباطاتی که با دنیا برقرار می‌ کنیم درآمدهای نفتی را احیا کنیم. پس با این صحبت ها فکر می‌ کنم در شرایط فعلی چیزی که می ‌تواند خیلی سریع و ظرف شش ماه آینده و در نیمه دوم سال برای کشور از این جهت ثمربخش باشد، افزایش درآمدهای نفتی است.

فروش نفت به عوامل مختلفی وابسته است. یعنی بیشتر به عوامل برونزا ارتباط دارد. دولت در داخل چه راهکاری دارد تا این کسری بودجه را جبران کند؟

ندری: در مرحله بعدی که کار سخت تر و دشوارتر است، دولت باید از بازار اوراق دولتی استفاده کند و این ابزار را توسعه و گسترش دهد. در این زمینه کار مقداری سخت تر، فنی تر و پیچیده تر است. چون دولت باید مطمئن شود که می ‌تواند از عهده این بدهی هایی که ایجاد می کند، بر می آید یا خیر؟ این را حتما باید با مشورت اقتصاددانان و کارشناسان خبره انجام دهد و در زمینه توسعه بازار اوراق بدهی ناگهان اشتباهی مرتکب نشود.

* دولت مقابل تسهیلات تکلیفی بایستد

 برخی کارشناسان بعد از مساله کسری بودجه، خلق پول توسط بانک ها در شرایط فعلی اقتصاد کشور را زمینه ساز تورم بسیار بالا می دانند. این موضوع در حال حاضر چه مشکلی را برای کشور ایجاد کرده است؟

ندری: نکته بعدی که در سوال شما هم آمده است و حرف دقیق و درستی هم هست، بحث خلق پولی است که توسط بانک ‌ها صورت می ‌گیرد. بخش عمده ای از این خلق پول توسط سیستم بانکی به مداخلات دولت بر می‌گردد. این مداخلات در سال های گذشته در نرخ های سود، تسهیلات و وام های تکلیفی که به شبکه بانکی تحمیل می‌شود، بوده است. این‌ موضوعات به همراه رفتارهای اشتباه سیستم بانکی همه منجر به خلق پول توسط شبکه بانکی شده است.

البته شبکه بانکی هم از این روش بدش نمی ‌آید و از آن طرف که دولت مداخلاتی می ‌کند امتیازاتی هم به بانک ها می‌ دهد تا آنها را متعهد به اجرای سیاست های دولت کند وگرنه همینطوری سیاست های دولت را اعمال نمی‌ کنند. یک بده بستان بین دولت و بانک‌ها شکل گرفته است و نتیجه اش خلق شدید نقدینگی و تورم بالا در کشور شده است.

 بسیاری از مردم از اینکه دولت بانک ها را مکلف به پرداخت تسهیلات می کند، استقبال می کنند. اما از خلق پول و نقدینگی ایجاد شده توسط بانک ها و در نهایت تحمیل تورم به خودشان اطلاعی ندارند. لطفا مکانیزم خلق پول توسط بانک ها را توضیح دهید؟

ندری: اگر خیلی ساده بخواهم بگویم خلق پول توسط بانک ها از طریق اعطای وام رخ می ‌دهد. بانک ها وقتی می ‌خواهند وام و تسهیلاتی ارائه کنند، تصور ما این است که منبعی وجود دارد در بانک که سپرده گذار آورده است و بانک آن منبع را می‌ گیرد و به متقاضی وام به عنوان تسهیلات پرداخت می ‌کند. این آن تصور رایج و عمومی مردم است. متاسفانه قانونگذاران ما هم همین فکر را می‌ کنند که سپرده ای وارد بانک شده و بانک تسهیلات پرداخت می‌ کند. در حالی که بر عکس شده است. بانک وقتی می‌ خواهد به افراد وام دهد حساب سپرده آنها را بستانکار می ‌کند. از آن طرف برای خودش در دارایی های ترازنامه هایش دارایی ثبت می‌ کند به نام تسهیلات ارائه شده به نام فردی که وام گرفته است. این منشا خلق پول می ‌شود. حساب سپرده ای که شارژ می ‌شود پول خلق می ‌شود. این پرداخت وام که توسط بانک ‌ها صورت می ‌گیرد نهایتا به خلق پول منتهی می‌شود.

همه دولت‌ها چون منبع کافی ندارند، برای اینکه بخشی از مشکلاتشان حل شود و نمی ‌توانند مشکل را حل کنند به بانک ‌ها فشار می ‌آوردند که وام بدهند. هم مجلس این موضوع را تصویب می کند و هم دولت به بانک ها تکلیف می کند. به عنوان مثال وام کرونا را دولت به بانک ‌ها تکلیف می ‌کند. مجلس نیز تکالیف دیگری به بانک ‌ها می ‌دهد. اساسا دولت و مجلس آن جایی که کم می ‌آورند و منابعی ندارند به بانک ‌ها تکلیف می ‌کنند که وام دهند و نرخ وام را هم مجبور می ‌کنند که پایین بیاورند. هم وام را تحمیل می ‌کنند به بانک‌ها و نرخ وام را تحمیل می‌کنند.

* وام گرفتن عده ای خاص سبب رشد تورم شده است

 این نوع تسهیلات تکلیفی چه تبعاتی را در اقتصاد کشور به وجود می آورد؟

ندری: این شیوه تکلیف کردن بانک ها به ارائه تسهیلات، باعث می‌شود مردم در صف برای گرفتن وام بایستند. به همه هم وام نمی ‌دهند. ولی از آن طرف به هر حال چون مدیران بانکی یک پروسه ای را طی می‌ کنند که مدیر بانکی می‌ شوند احتمالا آن هایی که این مدیران را تعیین می ‌کنند انتظاراتی هم از آنها دارند.

در این صفی که ایجاد می‌ شود کسانی که مدیران به آنها مدیونند در آن صف، جلوی بقیه برای گرفتن وام قرار می‌گیرند. این افراد هم وام بیشتری می ‌گیرند و هم با نرخ های ترجیحی دریافت می‌ کنند. نتیجه این می‌ شود که خلق نقدینگی که گفته شد و تورمی که مردم الان شاهد آن هستند و از آن رنج می ‌برند، نتیجه تسهیلات تکلیفی و وام گرفتن عده خاصی از سیستم بانکی است.

 برای حل این مساله در کوتاه مدت می توان چه راهکاری به دولت آینده ارائه کرد تا کمی از تورم ایجاد شده توسط این سیستم بانکی جلوگیری کند؟

ندری: دولت جدید باید جلوی این تسهیلات تکلیفی و مداخله در سود بانکی را بگیرد. در کنارش باید اصول و قواعد بانکداری را که بانک‌ها باید تحت مقررات مشخصی کار کنند را جدی پیگیری کند تا بانک ها آن را اجرایی کنند. در همین زمینه باید بگوییم، ما بیشترین مقررات تنظیمی را برای حوزه پولی و بانکی داریم. در دنیا هم همین است. این یک کار فنی و تخصصی است. یعنی شما باید بانک مرکزی را تقویت کنید و بعد ساختار نظارت بر بانک‌ ها را تقویت کنید تا بانک‌ ها در چهارچوبی خلق پول کنند که در این چارچوب تورم ایجاد نشود. بنابراین به دولت جدید توصیه ام این است که این تسهیلات تکلیفی و مداخلات مخصوصا در نرخ‌ ها را در برنامه مشخص زمان بندی شده، بردارد.

منظورم این نیست که یک روزه و همین فردا که بر سر کار آمدند این کار را انجام دهند. یک دفعه نمی ‌شود. مانند این است که من به دارویی اعتیاد پیدا کرده ام و فردا بخواهید این دارو را قطع کنید. اقتصاد ایران به این شیوه حکمرانی در بانک ها اعتیاد پیدا کرده است و هر راه درمانی که برای ان بخواهیم در نظر بگیریم باید در میان مدت و بلندمدت باشد. یعنی در برنامه زمانبندی شده و در چند سال انجام شود که شدنی هم هست.

به عبارت دیگر، دولت باید این میزان مداخلات را به حداقل برساند و از آن طرف مطابق با استانداردهای علمی که خیلی چیز پیچیده ای هم نیست و مشخص هم هست و من فکر می ‌کنم تمام سطح کارشناسی کشور هم در حدی است که این را به خوبی می ‌فهمد و اگر اراده سیاسی اینجا وجود داشته باشد، می‌توان این را در برنامه زمانبندی یک الی دو ساله این چهارچوب سیاست گذاری پولی و نظارت بر بانک‌ها را دولت جدید تقویت کند.

* مداخلات دستوری در تعیین قیمت و مقدار، مسئله را حل نمی‌کند

 در کنار این کاهش مداخلات و اجرای برنامه مشخص زمان بندی شده برای اصلاح شیوه رفتاری بانک‌ها، چه اقدامات دیگری می توان انجام داد؟

ندری: دولت آینده به موازاتی که مداخلات دستوری را کاهش می ‌دهد باید آن ساختار سیاست گذاری پولی و نظارتی را تقویت کند. این موضوع نیز در صورتی که اراده ای پشت آن باشد، شدنی است. البته عده ای هستند که همیشه دولت ‌ها را به انحراف می‌ کشانند. به طور طبیعی دولت ‌ها به سمت کسانی می ‌روند که می ‌گویند باید مداخله کنید و نرخ تعیین کنید و مقدار تعیین کنید. همه دولت ‌ها این گرفتاری را داشته اند. آقای روحانی را به سمت ارز ۴۲۰۰ تومانی کشاندند و تا الان هیچ کاری برای حل آن نتوانسته انجام دهد. چهار سال است که آقای روحانی گرفتار این ارز است. نمی‌دانم آقای رییسی بتواند این مشکل را حل کند یا نه. لذا کسانی هستند که بخواهند سیستم را به سمت مداخلات دستوری بکشانند. یکی از تهدید های جدی برای دولت جدید هم همین موضوع است.

نمی توان اقتصاد را با «دستور می دهم شما برای کاری که انجام می ‌دهید از این قیمت بالاتر نگیرید»، اداره کرد. به عبارت دیگر، این مساله به نظر شما چقدر می ‌تواند دوام بیاورد؟ مداخلات دستوری مخصوصا در تعیین قیمت و مقدار، مسئله را حل نمی ‌کند.

* دولت تنظیم گری درست را اجرایی کند

 یعنی شما هر نوع اقدام دولت در زمینه قیمت و مقدار را نادرست می دانید؟

ندری: تنظیم گری درست است و همه جای دنیا هم این موضوع را داریم. نهادسازی درست است. یک نهاد مانند بانک مرکزی یا سازمان نظارت بر بانک ‌ها درست می ‌کنید یا صندوق ضمانت سپرده که اینها فعالیت‌ ها را جهت دهی می ‌کنند و نظم لازم را در بازار ایجاد می ‌کنند. این درست است. ولی اینکه بگویید محصولی که تولید می‌ کنید یا این خدمت را با این قیمت باید بفروشید یا مواد اولیه برای کار را با این قیمت باید خریداری شود، اینها فساد و رانت ایجاد می ‌کند و اصلا فضای کسب و کار ما را به هم می ‌زند و این‌ها را اگر تیم جدید اقتصادی گرفتارش نشود، می توان امیدوار بود بتوانند مشکلات اقتصادی کشور را حل کنند. البته باید بگردند و افراد مناسب از این حیث را پیدا کنند؛ ولی سطح و توان کارشناسی که بخواهد به آن به صورت علمی و مطابق با استانداردهای موجود این انضباط و سازماندهی را در حوزه پولی و مالی و بودجه ریزی دولت به وجود آورد، فکر می ‌کنم ظرفیت هایش در اقتصاد ما هست.

جاهایی باید یاد بگیریم که این مساله طبیعی است و مشخص است فرایند یادگیری متوقف نمی ‌شود و مشکلات بشر هم تمامی ندارد. هر مشکلی را حل می ‌کنید مشکل جدیدی ایجاد می ‌شود. در همه علوم هم این را داریم. این که باید مدام کار کنیم و پژوهش کنیم و مطالعه کنیم و هر ساختاری ایجاد می ‌کنید چالش های جدیدی ایجاد می ‌کند، این‌ها طبیعت زندگی روی کره زمین است خلقت را خداوند متعال بر این اساس بنا نهاده است.

ترک پاسخ

لطفا نظر خود را وارد کنید
لطفا نام خود را اینجا وارد کنید